غلامحسين محرمى
60
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
و قلتم حرام نصب سعد و نصبكم * عتيق بن عثمان حلال ابا بكر « 1 » و اهل ابو بكر لها خير قائم * و ان عليا كان أخلق بالامر « 2 » و كان هوانا فى على و انه * لاهل لها يا عمرو من حيث لا تدرى « 3 » فذاك بعون الله يدعو الى الهدى * و ينهى عن الفحشاء و البغى و النّكر « 4 » وصى النبى المصطفى و ابن عمه * و قاتل فرسان الضلالة و الكفر « 5 » « 6 » حسان بن ثابت نيز به جهت سپاسگزارى از فضل بن عباس كه به دستور على عليه السّلام از انصار دفاع كرده بود ، اين اشعار را سروده : جزى الله عنّا و الجزاء بكفّه * ابا حسن عنا و من كان كابى حسن « 7 » سبقت قريشا بالذى انت اهله * فصدرك مشروح و قلبك ممتحن « 8 » حفظت رسول الله فينا و عهده * اليك و من اولى به منك من و من « 9 » الست اخاه فى الهدى و وصيّه * و اعلم منهم بالكتاب و بالسّنن « 10 » « 11 » ابو سفيان نيز نخست با دستگاه خلافت مخالف بود و از حضرت امير مؤمنان عليه السّلام دفاع مىكرد . و افزون بر سخنانى كه در اين مورد گفته ، اشعار زير نيز از اوست : بنى هاشم لا تطمعوا الناس فيكم * و لا سيّما تيم بن مرّه اوعدى « 12 » « 13 »
--> ( 1 ) . گفتيد : منصوب كردن سعد به خلافت حرام است ؛ اما نصب شما عتيق بن عثمان ، ابو بكر را حلال است . ( 2 ) . ( و گفتيد ) ابو بكر اهل اين كار است و از عهدهاش برمىآيد ، ولى على سزاوارترين مردم به خلافت بود . ( 3 ) . ما طرفدار على بوديم و او اهل اين كار بود ، ولى تو اى عمرو ! نمىفهمى . ( 4 ) . اين ( على ) به يارى خدا ، به سوى هدايت مىخواند و از فحشا و ظلم و منكر نهى مىكند . ( 5 ) . وصى نبى مصطفى و پسر عمويش و قاتل پهلوانان كفر و گمراهى است . ( 6 ) . زبير بن به كار : همان ، ص 592 . ( 7 ) . خدا از طرف ما ابو الحسن را جزاى خير دهد كه جزا در دست اوست ؛ كيست مانند ابو الحسن ؟ ( 8 ) . در آنچه اهل آن بودى از قريش پيش افتادى ؛ سينهات گشاده و قلبت امتحان شده ( پاكيزه و پارسا ) است . ( 9 ) . سفارش پيامبر را دربارهء ما حفظ كردى ؛ غير از تو چه كسى مىتواند اولى به رسول خدا باشد و چه كسى ؟ ( 10 ) . آيا تو برادر پيامبر در هدايت و وصى او و داناترين مردم به كتاب و سنت نيستى ؟ ( 11 ) . ابن واضح . تاريخ يعقوبى ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، ط اول ، 1414 ه ، ج 2 ، ص 128 . ( 12 ) . بنى هاشم ! اجازه ندهيد ديگران در كار شما طمع كنند ؛ بهويژه تيم بن مرّه يا عدى . ( 13 ) . تيم قبيله ابو بكر و عدى قبيله عمر بود .